« پرورش ناگفتني | صفحه اصلي | کتاب زن زیادی »
شنبه، ۱۰ اردیبهشتماه ۱۳۸۴
جنس دوم

در مورد زن و حقوق زن كتاب هاي زيادي نوشته شده. ولي كتاب ‹جنس دوم› اثر ‹سيمون دوبووار› و ترجمه ي ‹قاسم صنعوي› در نوع خودش بي نظيره. اين كتاب كه نزديك نيم قرن از انتشارش مي گذره هميشه سو تفاهم هايي بهمراه داشته. خيلي ها كتاب جنس دوم را عامل پيدايش فمينيسم مي دانند. اين كتاب يك اثر علمي- تحقيقي است.

در جامعه و فرهنگ ما كه زن، هميشه جنس دوم و ضعيفه! مطرح بوده و آقايون اين حق رو به خودشون مي دن كه خيلي راحت به آنها توهين و بي احترامي كنند و تنها چيزي كه از زن در نظرشون هست، سكس و مسائل جنسي است. خوندن اين كتاب رو به همه دوستان توصيه مي كنم. بخصوص آقايون!


در مورد اين كتاب، ‹كلودروا› شاعر و نويسنده سرشناس فرانسوي گفته:


انديشه اصلي بووار... مبتني بر نپذيرفتن اين نكته است كه بدبختي مي تواند امري طبيعي باشد... چگونه بايد زيست، چگونه بايد زن و مرد بود، براي بودن چه بايد كرد؟


بخش هايي از اين كتاب را انتخاب كردم كه در اينجا مي گذارم.


*** بسياري راه هاي ظريف تر وجود دارد كه مردها به ياري آنها از ديگري بودن زن ها استفاده ميكنند. در اين مجاري، براي تمام كساني كه داراي عقده حقارت هستند، مرهم معجزه آسايي وجود دارد؛ هيچ كس بيش از مردي كه نگران مردي خود باشد در قبال زنان داراي رفتار مغرورانه و نيز حالت تهاجمي و تحقير كننده نيست. كساني كه مرعوب افراد مشابه خود نيستند، بيشتر آمادگي دارند كه در وجود زن، فردي مشابه خود را به رسميت بشناسند؛ اما حتي براي اينان هم اسطوره زن، ‹ديگري› از بسياري جهت ها گرامي است؛ مقاله‹ ميشل كاروژ› در اي باره با معنا است. او با غيظ مي نويسد:

انسان ميل دارد كه ابداً اسطوره زن وجود نداشته باشد، بلكه فقط گروهي از زنان آشپز، زن هاي خانه دار، دختران خوشي آفرين، متصنعان و فصل فروشان، داراي نقش لذت بخشيدن يا مفيد بودن، وجود داشته باشند!.


اين گفته به معناي آن است كه به عقيده او، زن براي شخص خودش وجود ندارد؛ كاروژ، فقط نقش زن در دنياي مردها را ملاحظه ميكند. غايت زندگي زن در مرد است؛ در اين صورت، ‹نقش› شاعرانه او را مي توان بر هر نقش ديگري ترجيح داد. موضوع دقيقاً اين است كه بدانيم از چه رو زن را نسبت به مرد بايد تعريف كرد.


*** مردان يهودي در دعاي صبحگاهي خود مي گويند:
متبرك باد پروردگار، خداوندگار ما و خداوندگار عالميان كه مرا زن نيافريده.
در حالي كه همسران آن ها تن به رضا داده، زمزمه مي كنند:
متبرك باد خداوندگاري كه مرا مطابق ميل خود آفريده

۴:۰۰ بعدازظهر  - 
نظرات

سلام...جالب بود.

نوشته شده توسط نکته گو در تاريخ یکشنبه، ۱۱ اردیبهشتماه ۱۳۸۴، ۴:۲۵ بعدازظهر

سلام شراره خانم
اگر همه چيز مرتب باشد، شما باید با هر کامنتی که فرستاده می شود یک ایمیل توی جی میل دریافت کنید!
اگر رسیده بود یک خط اینجا بنویسید لطفا. روی آن ایمیل نمیشه ریپلای زد.

نوشته شده توسط سهراب در تاريخ دوشنبه، ۱۲ اردیبهشتماه ۱۳۸۴، ۲:۲۶ صبح

شراره خانم
من فراموش كردم بگويم اگر مايل نيستيد كه هنگام پست شدن يك كامنت ايميل دريافت كنيد، لطفا به من خبر بدهید.
ضمنا من در ظاهرا پست آخر شما کمی تغیر بوجود آوردم، اگر این را نیز نمی پسندید بگوئید تا مثل سابق بشود

نوشته شده توسط سهراب در تاريخ دوشنبه، ۱۲ اردیبهشتماه ۱۳۸۴، ۶:۱۹ صبح

ايميل هاي شما و آقا ابراهيم رو دريافت كردم. با تشكر از هردوي شما

نوشته شده توسط شراره در تاريخ دوشنبه، ۱۲ اردیبهشتماه ۱۳۸۴، ۴:۴۷ بعدازظهر
صفحات ديگر
جديدترين مطالب
v خداحافظ گاری کوپر / رومن گاری (نوشته‌ي شراره انصاری)
v یوسف وار دویدن (نوشته‌ي ابراهیم)
v آینه ی دل (نوشته‌ي ابراهیم)
v صلح با پدر (نوشته‌ي ابراهیم)
v گوردل (نوشته‌ي ابراهیم)
v عطر سنیبل - عطر کاج (نوشته‌ي شراره انصاری)
v زندگی و مرگ (نوشته‌ي ابراهیم)
v راه و بیراه (نوشته‌ي ابراهیم)
v چیز های کوچک (نوشته‌ي شراره انصاری)
v صبر بر رنج یا صبر بر فراق (نوشته‌ي ابراهیم)
آرشيو ماهانه
آرشيو موضوعي
کوته نوشته‌ها (۶)
گزیده‌ای از کتاب‌ها (۲۴)
بشنو از نی (۵۶)