لينک دوستان
ERROR: http://rpc.blogrolling.com/display_raw.php?r=c319bca16e7fe9b909663a37c489281f is currently inaccessible
جستجو
جستجو در ميان مطالب:

وبلاگ گروهي (کتاب‌‌خانه‌)
باقي قضايا




« کتاب زن زیادی | صفحه اصلي | جنس دوم 2 »
پنجشنبه، ۱۵ اردیبهشتماه ۱۳۸۴
جشن پايان کار

هفته ی چهارم: جشن پايان کار
در گوشه اي نشسته ام. همه به ظاهر شاد و خوشحالند. صدای آهنگ با شدت هر چه تمامتر گوش فلك را كر مي كند. نه حال شادي دارم و نه اندوه! آهنگ عوض مي شود و صدای نوار بندري پنجره های سالن را تكان مي دهد. خواننده مي خواند و صداي كُر بعد از هر چند بيت، اين بيت را مدام تكرار مي كند :

آفـــتاب، لب بومــــــــــه
ديگه كارش تمومــــــــه!

آفتاب را مي فهمم و اينكه لب بام است يعني صبح صادق شده و كاملا آفتاب در حال بالا آمدن است امّا در باره اينكه چه كسي و چه چيزي در اين موقع كارش! تمام شده است به فكر فرو مي روم ... عروس و داماد هم با شادماني خواننده را همراهي مي كنند و من به ياد قصه اي از مثنوي مولانا مي افتم.

قصه چنين است كه رهگذري خسته بعد از سفري دراز به قلعه اي مي رسد كه عده اي از صوفيان در آن زندگي مي كردند. بناچار خواست كه شب را در آنجا بسر ببرد و صوفيان هم صميمانه پذيرفتند. رهگذر خرش را در اصطبل پارك مي كند. صوفيان هم كه مدتها بود بدنبال فرصتي براي اجراي مراسم صوفيانه بودند، مخفيانه خر او را به بازار برده و مي فروشند و از پول آن لوازم ميهماني، جشن و سماع فراهم مي كنند. با فرا رسيدن شب همه صوفيان ميهماني مفصلي از پول خر فروخته شده، ترتيب مي دهند و مراسم سماع یا حرکات موزون نيز برگزار مي شود . خواننده ی مراسم اين ترجيع بند را بصورت مكرر تكرار مي كند كه :

شادي از در، چون بر آمد، غصه از خاطر برفت
خـــــــــر برفت و خــــــر برفت و خــــــر برفت!

در اين ميانه رهگذر نيز با جمع هم آواز مي شود و با شادي و سرور اين بيت را مي خواند.
فردا صبح (آفتابِ لب بوم !)كه دوباره قصد سفر مي كند به اصطبل مراجعه مي كند خبري از خر خود نمي بيند. با ناراحتي و نگراني از صوفيان سراغ خر خود را مي گيرد و آنان هم با لحني جدي مي گويند: فلاني تو اگر خبر از فروختن خر نداشتي چرا با شادي آن بيت « خر برفت و خربرفت و خر برفت » را دم مي گرفتي و اتفاقاً خيلي با حرارت تر از ديگران تكرار مي كردي ؟!

صفحات ديگر
جديدترين مطالب
v خداحافظ گاری کوپر / رومن گاری (نوشته‌ي شراره انصاری)
v یوسف وار دویدن (نوشته‌ي ابراهیم)
v آینه ی دل (نوشته‌ي ابراهیم)
v صلح با پدر (نوشته‌ي ابراهیم)
v گوردل (نوشته‌ي ابراهیم)
v عطر سنیبل - عطر کاج (نوشته‌ي شراره انصاری)
v زندگی و مرگ (نوشته‌ي ابراهیم)
v راه و بیراه (نوشته‌ي ابراهیم)
v چیز های کوچک (نوشته‌ي شراره انصاری)
v صبر بر رنج یا صبر بر فراق (نوشته‌ي ابراهیم)
آرشيو ماهانه
آرشيو موضوعي
کوته نوشته‌ها (۶)
گزیده‌ای از کتاب‌ها (۲۴)
بشنو از نی (۵۶)