لينک دوستان
ERROR: http://rpc.blogrolling.com/display_raw.php?r=c319bca16e7fe9b909663a37c489281f is currently inaccessible
جستجو
جستجو در ميان مطالب:

وبلاگ گروهي (کتاب‌‌خانه‌)
باقي قضايا




« کباب بچه فيل | صفحه اصلي | زنی که مردش را گم کرد »
شنبه، ۱۱ تیرماه ۱۳۸۴
زاده برای عشق

لئو بوسکالیا
همه پیشاپیش تلاش می کنند به ماهیت زندگی پی ببرند, و وقتی پی می برند که بازی به آخر رسیده است.

به روایت قصه ای کهن, روزگاری رهروی از بلندی های هیمالیا سفر می کند تا محضر استادی بزرگ را که به گمان او از راز زندگی با خبر است, دریابد. بعد از مشقت های بسیار, سرانجام در غاری کوهستانی با آن مرد خردمند روبرو می شود. مراد که سال هاست کنج زهد و ریاضت اختیار کرده, نیمه عریان و ملبس به چند کهنه پاره چرک است. بر سر و عارضش انبوهی از گیسوان چون برف روییده ودیدگانش از بیداری سرخ و بی فروغ شده اند.
مسافر به تندی کنار او می نشیند و می پرسد:«بگو, راز زندگی چیست؟»
استاد پاسخ می دهد:«راز زندگی بسیار ساده است. زندگی فقط یک ظرف گیلاس است.»
مسافر از پاسخ استاد یکه می خورد. می گوید:«یک ظرف گیلاس!»
استاد تاملی می کند و بعد می پرسد:«تو می گویی نیست؟»

زندگی همین است که اکنون می گذرد, همین دم که ما وقت گرانبهای خود را برای پی بردن به ماهیت آن تلف می کنیم.

صفحات ديگر
جديدترين مطالب
v خداحافظ گاری کوپر / رومن گاری (نوشته‌ي شراره انصاری)
v یوسف وار دویدن (نوشته‌ي ابراهیم)
v آینه ی دل (نوشته‌ي ابراهیم)
v صلح با پدر (نوشته‌ي ابراهیم)
v گوردل (نوشته‌ي ابراهیم)
v عطر سنیبل - عطر کاج (نوشته‌ي شراره انصاری)
v زندگی و مرگ (نوشته‌ي ابراهیم)
v راه و بیراه (نوشته‌ي ابراهیم)
v چیز های کوچک (نوشته‌ي شراره انصاری)
v صبر بر رنج یا صبر بر فراق (نوشته‌ي ابراهیم)
آرشيو ماهانه
آرشيو موضوعي
کوته نوشته‌ها (۶)
گزیده‌ای از کتاب‌ها (۲۴)
بشنو از نی (۵۶)