لينک دوستان
ERROR: http://rpc.blogrolling.com/display_raw.php?r=c319bca16e7fe9b909663a37c489281f is currently inaccessible
جستجو
جستجو در ميان مطالب:

وبلاگ گروهي (کتاب‌‌خانه‌)
باقي قضايا




« نان سالهای جوانی | صفحه اصلي | فریدون سه پسر داشت »
شنبه، ۱۹ شهریورماه ۱۳۸۴
حزم و احتياط

مولانا در دفتر ششم هشدار مي دهد کسانی که دچار مشکل یا حادثه ای شده اند مبادا جانب احتیاط را از دست بدهند و برای جبرانِ حادثه، در دام طمع بیافتند و کار را خراب‌تر کنند. باید همواره با عقل و اندیشه عمل کرد. احتیاط شرطِ عقل است.


شخصي قوچي را با طناب بسته و به دنبال خود مي كشيد. دزدی از راه رسیدند و طناب را بریدند و قوچ را بردند. شخص وقتي متوجه شد حيران به دنبال قوچ می گشت. بر سر چاهي رسيد و همان دزد را دید که داد و فغان می کند. از او پرسید : «چرا ناله می کنی؟» دزد گفت: «صد دینارم در داخل چاه افتاده است. اگر آن را برایم بیرون بیاوری بیست دینارش را به تو خواهم داد» .


آن يكى قچ داشت از پس مى‏كشيد
دزد قچ را برد، حبلش را بريد
چون كه آگه شد دوان شد چپ و راست
تا بيابد كان قچ برده كجاست‏
بر سر چاهى بديد آن دزد را
كه فغان مى‏كرد كاى وا ويلتا
گفت نالان از چيى اى اوستاد
گفت هميان زرم در چه فتاد
گر توانى در روى بيرون كشى
خمس بدهم مر ترا با دل خوشى
خمس صد دينار بستانى به دست
گفت او خود اين بهاى ده قچ است‏

شخص با خود اندیشید که خدا را شکر اگر یک قچ من گمشده اکنون این بیست دینار بهای ده قوچ است و خسارتم جبران خواهد شد. لباسها را كند و در چاه رفت. دزد زرنگ لباسهای او را نیز با خود برد.


گر درى بر بسته شد ده در گشاد
گر قچى شد، حق عوض اشتر بداد
جامه‏ها بر كند و اندر چاه رفت
جامه‏ها را برد هم آن دزد تفت‏
حازمى بايد كه ره تا ده برد
حزم نبود، طمع طاعون آورد

صفحات ديگر
جديدترين مطالب
v خداحافظ گاری کوپر / رومن گاری (نوشته‌ي شراره انصاری)
v یوسف وار دویدن (نوشته‌ي ابراهیم)
v آینه ی دل (نوشته‌ي ابراهیم)
v صلح با پدر (نوشته‌ي ابراهیم)
v گوردل (نوشته‌ي ابراهیم)
v عطر سنیبل - عطر کاج (نوشته‌ي شراره انصاری)
v زندگی و مرگ (نوشته‌ي ابراهیم)
v راه و بیراه (نوشته‌ي ابراهیم)
v چیز های کوچک (نوشته‌ي شراره انصاری)
v صبر بر رنج یا صبر بر فراق (نوشته‌ي ابراهیم)
آرشيو ماهانه
آرشيو موضوعي
کوته نوشته‌ها (۶)
گزیده‌ای از کتاب‌ها (۲۴)
بشنو از نی (۵۶)