فروغ -
آخرین جرعه جام -
آورا -
شیندخت -
روزگار ما -
تولدی دیگر -
مریم گلی -
شیدای شاپرک -
خاتون -
سهراب -
اندکی صبر -
وبلاگ سهراب منش -
كت بالو -
شیما -
خاک -
نكته ها -
یک جور دیگه -
روح بازیگوش -
ربل -
کتابخانه -
آواز پرستو -
آریاخنه -
فتوبلاگ سایت -
by BlogRolling
کارل گوستاو یونگ در سال 1875 در کسویل ، روستایی در یکی از کانتون های آلمانی زبان سوییس به نام تورگوویا ، در شمال شرقی این کشور متولد شد .
یونگ هم مانند رئا لیستها با علم شیفتگی و خرد ورزی مخالف بود ، او پیرو و طالب خرد دل بود و در کتاب «انسان و سمبولهایش» به بیان این نگرش خودش می پردازد. او در این کتاب در مورد جنبه « ناخودآگاه» روان انسان صحبت می کند و معتقد است جنبه ی ناخودآگاه وقایع در خواب به شکل اندیشه یی تعقلی آشکار می شود.
«آنچه ما روان می نامیم به هیچ وجه نمی تواند بوسیله ی خودآگاه ما و محتویات آن شناسایی شود.
روان ما بخش از طبیعت است و رازهای ناگشوده اش آنچنان بی شمار که نه قادریم روان را تعریف کنیم و نه طبیعت را»
یونگ برخلاف فروید که به تداعی آزاد در مورد خواب معتقد بود, بیشتر بر تداعی های مستقیم خود خواب اهمیت می داد. و معتقد بود که خواب ها آن چیزی را به ما می گویند که در نا خودآگاه ما وجود دارد.
برای تعبیر خواب تنها نمایه ها و انگاره هایی باید بکار گرفته شوند که جزئی از خواب هستند. خواب محدودیت های ویژه ی خود را دارد. شکل خاص خود را دارد و خود به ما می گوید چه چیز با آن در رابطه است و چه چیز از آن دور می شود.
کتاب انسان و سمبولهایش ما را با نمایه هایی که در خوابها وجود دارند و ناشی از ضمیر ناخودآگاه ماست آشنا میکند.
من یک روز به زنی نسبتاً مسن برخوردم که تنها به زندگی بیرونی خود پرداخته بود و به همین سبب به موفقیت مهمی دست نیافته بود. اما توانسته بود با همسر بدخلق خود کنار بیاید و بدین سان دارای شخصیت روانی رشد یافته یی گردد. وقتی برایم گلایه کرد که در زندگی خود هیچ « کاری» نکرده, من برایش داستان چوانک تسو, خردمند را نقل کردم:
یک نجار دوره گرد بنام«سنگ» ضمن سفرهای خود به درخت بلوط غول آسای کهنسالی که در کنار یک محراب روستایی قرار داشت برخورد کرد. نجار به شاگرد خود که در حال تحسین درخت بلوط بود گفت: « درخت بی فایده یی است. اگر با آن کشتی بسازیم خیلی زود می پوسد. اگر با آن ابزار کار درست کنیم خیلی زود می شکند. این درخت بدرد هیچ کاری نمیخورد, برای همین کهنسال شده است.»
اما همان شب نجار خواب درخت بلوط را دید. درخت به او گفت: « چرا تو مرا با درخت های دست پرورده ی خودتان مانند آلیچ, گلابی, پرتقال و سایر درختان میوه مقایسه میکنی؟ شاخ و برگ آن ها حتا پیش از رسیدن میوه هایشان بدست مردم شکسته می شود. و همین ثمرشان سبب آزارشان می شود و هیچ کس نمی گذارد تا پایان عمر طبیعی خود راحت زندگی کنند. برای همین من از مدت ها پیش کوشیده ام کاملاً بی مصرف شوم. آیا فکر می کنی اگر من مفید بودم می گذاشتند اینقدر تنومند شوم؟ وانگهی من و تو هر دو آفریده ی خداوندیم, پس به چه حقی می توانیم درباره ی یکدیگر به قضاوت بنشینیم؟»
نجار به خوبی مفهوم خواب خود را فهمیده بود و دریافته بود که به سرانجام رساندن سرنوشت, خود بزرگترین کامیابی بشر است.
خواندن کتاب « انسان و سمبولهایش» توصیه می کنم.
کتابهای دیگر یونگ:
انسان در جستجوی هویت خویشتن- ضمیر پنهان- پاسخ به ایوب
v یوسف وار دویدن (نوشتهي ابراهیم)
v آینه ی دل (نوشتهي ابراهیم)
v صلح با پدر (نوشتهي ابراهیم)
v گوردل (نوشتهي ابراهیم)
v عطر سنیبل - عطر کاج (نوشتهي شراره انصاری)
v زندگی و مرگ (نوشتهي ابراهیم)
v راه و بیراه (نوشتهي ابراهیم)
v چیز های کوچک (نوشتهي شراره انصاری)
v صبر بر رنج یا صبر بر فراق (نوشتهي ابراهیم)
June 2006 (۲)
May 2006 (۷)
April 2006 (۴)
March 2006 (۳)
February 2006 (۴)
January 2006 (۶)
December 2005 (۶)
November 2005 (۷)
October 2005 (۸)
September 2005 (۷)
August 2005 (۵)
July 2005 (۷)
June 2005 (۵)
May 2005 (۷)
April 2005 (۸)
گزیدهای از کتابها (۲۴)
بشنو از نی (۵۶)