فروغ -
آخرین جرعه جام -
آورا -
شیندخت -
روزگار ما -
تولدی دیگر -
مریم گلی -
شیدای شاپرک -
خاتون -
سهراب -
اندکی صبر -
وبلاگ سهراب منش -
كت بالو -
شیما -
خاک -
نكته ها -
یک جور دیگه -
روح بازیگوش -
ربل -
کتابخانه -
آواز پرستو -
آریاخنه -
فتوبلاگ سایت -
by BlogRolling
مصاحبه خانم سیمین دانشور با روزنامه شرق بهانه ای شد برای معرفی کتاب«ساربان سرگردان». بخشی از مصاحبه ایشان را بخوانید:
من تا تجربه نكنم و شخصاً ديالوگ نداشته باشم نمى توانم بنويسم. درحالى كه گلى ترقى اين حسن را دارد كه از فضاهايى مى نويسد كه تجربه شخصى خودش نيست و اين خيلى كار مشكلى است كه او عالى انجام مى دهد. بنابراين من از تجربه هاى بيرونى استفاده كرده اما سرنوشت آدم هاى داستان هايم را عوض مى كنم. در ضمن من از پايان غم انگيز بدم مى آيد. ما به حد كافى غم داريم. رمان يا داستان بايد شاد، محرك و شوق انگيز باشد و من از رمان هاى سياه و پر از قتل و مصيبت بدم مى آيد. رمان بايد شكوه و زيبايى را به ياد مردم بياورد.»
خانم دانشور با سووشون معروف شدند و جزیره سرگردانی نقطه عطف رمان نویسی ایشان بود. ساربان سرگردان که در ادامه جزیره سرگردانی نوشته شده مثل بیشتر رمان هایی که دنباله نویس داشتند (اسکارلت که ادامه برباد رفته , یا پمبرلی که ادامه غرور تعصب بود و ...) آن جذابیت و تازگی داستان اولیه را نداشت و بیشتر سعی در تکرار داستان شده بود و روند ادمه داستان اولیه باعث شده کمی از هیجان و جذابیت داستان کم شود. البته حسنی که کتاب ساربان سرگردان (ادامه جزیره سرگردانی) بر کتابهای مثل اسکارلت(ادامه بربادرفته) پمبرلی (ادامه غرور و تعصب) داشت این است که داستان توسط نویسنده اصلی خود پیگیری شده و این حسن باعث شده کتاب کمتر خسته کننده به نظر برسد.
تنها یک طبقه در دنیا هست و آن هم طبقه ی انسانی است...
اشکال غرب این است که خیال می کند بدن انسان شبیه یک ماشین است و از بیشتر اسرار قلب و مغز انسان هم می شود با خبر شد. روانکاوان هم بیماران را وا می دارند که عقده گشایی کنند, در زندگی عادی هم همین ابزار را تجویز می کنند. نتیجه اش افسار گسیختگی, ولنگاری جنسی, خشونت, سیاست بازی و مواد مخدر است. اما شرق یاد می دهد که بر خود مسلط باشیم و عشق بورزیم و خود را در راه خدا فنا کنیم.
خانم دانشور در کتاب ساربان سرگردان بخوبی فضای داستان را توصیف کرده. بخصوص فضای کویر را که برای خواننده داستان کاملن ملموس است.
گفت که نام آبادی خودشان عروسان است. عروس کویر. آنقدر دار و درخت کاشته اند و همه جور گلی. یک یزدی, آجا مادرچاه زده. حوضچه پر آب می شود, سرریز می کند در جوی آب. آبادی از دنیا و بیابان دل کنده, تک است. مثل نگین انگشتر حضرت سلیمان است. نمی دانی چه صفایی دارد. وقتی از بیابان می آیی, باورت نمی شود که به بهشت رسیده ای. پرنده ها روی درختها می خسبند و سحر, انگار مردم را برای نماز, جار میزنند... گفت: اگر شتری در حال جان کندن باشد در کویر ولش می کنند تا بمیرد. پرسیدم دلشان نمی سوزد؟ گفت: آدمیزاد به همه چیز عادت می کند .
قطعه های زیبای فلسفی که در متن بکار رفته نشاندهنده اعتقادات مذهبی خانم دانشور است.
هستی گفت ببین مراد, سر خارها سبز است. بهار به اینجا هم سری زده و این سبزی هم زبان خداست و هم نشانه ی امید.
- این امید و این خدای تو کلافه ام می کند. چه امیدی؟ امید واهی, خوش خیالی است. باید تلاش کرد. وقتی امید نداشتی پشتش نومیدی هم نمی آید. آدمهای زیاد امیدوار وقتی امیدهایشان را بربادرفته می بینند, حتی ممکن است دست به خودکشی بزنند.
خدا همین نزدیکیهاست و با جوانه های سبز خارها با من حرف زد. خورشید, تشعشع داغش چشمهایم را می زند. اما دریاچه نمک مثل آینه از انعکاس خورشید می درخشد و افق که به کویر می پیوندد. اگر خدا به زبان قوس و قزح با من حرف می زد... اگر با زبان نسیم, حتی با صدای باد... در این بی کرانگی بی آب روی نمکها از تشنگی می میریم.
طراح زندگي تو خداست كه خزانهدار كل است و تو فرزند اين پادشاه پرجبروت هستي. اين تصور نادرست است كه اگر چيزي را به كف آري, چيزي ديگر را از دست ميدهي. اما همهي انسانها افتادهي مرگند. مرگآگاهي, غير از ترس از مرگ است. انسانها هستند و نخواهند بود. همين.
مردم كشور تو نه مرگآگاهند و نه ترسآگاه. همين است كه ديگران ميخورند و ميبرند. مردانگيها و زنانگيها, ضعيف است. در مجموع فاقد موضع گيري درست تاريخ سازند.
خانم دانشور بزودی کتاب کوه سرگردان را هم منتشر می کنند که امیدوارم این کتاب به زیبایی و بکری جزیره سرگردانی باشد.
ولی کتاب سووشون که یک داستان مستقل است بعد از این همه سال هنوز هم خواننده را جذب می کند و هر نوع سلیقه و سن و سالی از خواندن کتاب سووشون لذت می برد.
v یوسف وار دویدن (نوشتهي ابراهیم)
v آینه ی دل (نوشتهي ابراهیم)
v صلح با پدر (نوشتهي ابراهیم)
v گوردل (نوشتهي ابراهیم)
v عطر سنیبل - عطر کاج (نوشتهي شراره انصاری)
v زندگی و مرگ (نوشتهي ابراهیم)
v راه و بیراه (نوشتهي ابراهیم)
v چیز های کوچک (نوشتهي شراره انصاری)
v صبر بر رنج یا صبر بر فراق (نوشتهي ابراهیم)
June 2006 (۲)
May 2006 (۷)
April 2006 (۴)
March 2006 (۳)
February 2006 (۴)
January 2006 (۶)
December 2005 (۶)
November 2005 (۷)
October 2005 (۸)
September 2005 (۷)
August 2005 (۵)
July 2005 (۷)
June 2005 (۵)
May 2005 (۷)
April 2005 (۸)
گزیدهای از کتابها (۲۴)
بشنو از نی (۵۶)