فروغ -
آخرین جرعه جام -
آورا -
شیندخت -
روزگار ما -
تولدی دیگر -
مریم گلی -
شیدای شاپرک -
خاتون -
سهراب -
اندکی صبر -
وبلاگ سهراب منش -
كت بالو -
شیما -
خاک -
نكته ها -
یک جور دیگه -
روح بازیگوش -
ربل -
کتابخانه -
آواز پرستو -
آریاخنه -
فتوبلاگ سایت -
by BlogRolling
مولانا در دفتر چهارم مثنوی از فلسفهی بلایا سخن می گوید. واعظي بود كه در هنگام موعظه همواره برای مفسدان، طاغیان، کافردلان و خبيثان دعا کرده و هيچوقت برای پاکان دعا نمی کرد. به او گفتند که این عمل، مطابق با روش ِ مرسوم نیست.
آن يكى واعظ چو بر تخت آمدى
قاطعانِ راه را داعي شدي
دست بر مىداشت يا رب رحم ران
بر بدان و مفسدان و طاغيان
بر همهى تسخر كنان اهل خير
بر همهى كافردلان و اهل ِ دير
مىنكردى او دعا بر اصفيا
مىنكردى جز خبيثان را دعا
مر ورا گفتند كاين معهود نيست
دعوت اهل ضلالت جود نيست
واعظ گفت: آنان باعث شده اند که من به راه درست هدایت شوم و چنان به ظلم و ستم، و فسق و فجور پرداختند که باعث بیزاری من از آنان شده و توجهی مرا به آئین پاک برانگیختند. پس اینکه الان من در راه درست قدم بر می دارم عکس العمل ِ کارهای آنان است و لذا دعایشان بر من لازم است.
گفت نيكويى از اينها ديدهام
من دعاشان زين سبب بگزيدهام
خبث و ظلم و جور چندان ساختند
كه مرا از شر به خير انداختند
هر گهى كه رو به دنيا كردمى
من از ايشان زخم و ضربت خوردمى
كردمى از زخم آن جانب پناه
باز آوردندمى گرگان به راه
چون سبب ساز صلاح من شدند
پس دعاشان بر من است اى هوشمند
بندگان خداوند از رنج ها و بلایا می نالند و از فلسفهی آن بی خبرند در حالیکه این بلایا باعث می شود آنان به سوی خداوند متوجه شوند. خداوند به بندگان خود می گوید: رنج و درد باعث توجهی شما به من خواهد شد . شما باید از نعمت ها، گله و شکایت کنید که باعث طرد شدن و دوریتان از من می شود.
بنده مىنالد به حق از درد و نيش
صد شكايت مىكند از رنج خويش
حق همىگويد كه آخر رنج و درد
مر ترا لابهكنان و راست كرد
اين گله ز آن نعمتى كن كت زند
از در ما دور و مطرودت كند
البته دشمنان مانند داروی تلخی هستند که باعث درمانِ تو و سبب ساز ِ توجه به خداوند. در این معنا دوستانت، دشمنانِ تو هستند که باعث دوری تو از حضرت حق می شوند و تو را به خودشان مشغول می کنند.
در حقيقت هر عدو، داروى تست
كيميا و نافع و دلجوى تست
كه از او اندر گريزى در خلا
استعانت جويى از لطف خدا
در حقيقت دوستانت دشمنند
كه ز حضرت دور و مشغولت كنند
حیوانی بنام اشغر وجود دارد که با چوب خوردن! چاق و فربه می شود. هر قدر او را بیشتر بزنی فربه تر می شود. نفس ِ مومن نيز مانند اشغر است که با درد و رنج صیقل یافته و پاک می گردد. به همین دلیل است که رنج و تعب انبیا الهی از همهی مرمان بیشتر بوده است.
هست حيوانى كه نامش اشغر است
او به زخم چوب زفت و لمتر است
تا كه چوبش مىزنى به مىشود
او ز زخم چوب فربه مىشود
نفس مومن اشغرى آمد يقين
كاو به زخم رنج زفت است و سمين
زين سبب بر انبيا رنج و شكست
از همه خلق جهان افزونتر است
v یوسف وار دویدن (نوشتهي ابراهیم)
v آینه ی دل (نوشتهي ابراهیم)
v صلح با پدر (نوشتهي ابراهیم)
v گوردل (نوشتهي ابراهیم)
v عطر سنیبل - عطر کاج (نوشتهي شراره انصاری)
v زندگی و مرگ (نوشتهي ابراهیم)
v راه و بیراه (نوشتهي ابراهیم)
v چیز های کوچک (نوشتهي شراره انصاری)
v صبر بر رنج یا صبر بر فراق (نوشتهي ابراهیم)
June 2006 (۲)
May 2006 (۷)
April 2006 (۴)
March 2006 (۳)
February 2006 (۴)
January 2006 (۶)
December 2005 (۶)
November 2005 (۷)
October 2005 (۸)
September 2005 (۷)
August 2005 (۵)
July 2005 (۷)
June 2005 (۵)
May 2005 (۷)
April 2005 (۸)
گزیدهای از کتابها (۲۴)
بشنو از نی (۵۶)