« حاكمانِ بي عقل | صفحه اصلي | حکایت دولت و فرزانگی »
شنبه، ۳۰ مهرماه ۱۳۸۴
مستِ زرنگ

گاهی اوقات حرفِ حساب را باید از آدم مست شنید. مولانا در دفتر دوم داستانی از یک آدم مست بیان می کند که در عین مستی بسیار هشیار می نمود.


پاسبانی مستی را در کنار یک دیوار خفته دید. به او گفت: هان! مست هستی بگو چه خورده ای؟! مست گفت: از آنچه درون سبو هست خورده ام. پاسبان گفت: درون سبو چیست؟ مست پاسخ داد: از آنچه خورده ام در آنست! پاسبان با تاکید گفت: خوب! باز معلوم نشد. بگو چه چیزی را خورده‌ای؟ مست گفت: چند بار بگویم همان چیزی که در سبو هست! با توجه به این سوال و جواب مکرر بالاخره پاسبان مانند خر در گِل افتاد.



محتسب در نيم شب جايى رسيد
در بن ديوار مستى خفته ديد
گفت هى مستى چه خورده ستى بگو
گفت از اين خوردم كه هست اندر سبو
گفت آخر در سبو واگو كه چيست
گفت از آن كه خورده‏ام گفت اين خفى است
گفت آن چه خورده‏اى آن چيست آن
گفت آن كه در سبو مخفى است آن‏
دور مى‏شد اين سؤال و اين جواب
ماند چون خر محتسب اندر خلاب‏


پاسبان باز برای روشن شدنِ ماجرا از مست خواست آهی بکشد تا دهانش را بو کند. مست بجای ها کشیدن هو هو کشید. پاسبان پرسید: من از تو می خواهم ها بکشی تو هو هو می کشی؟! مست گفت: من شاد هستم و تو از غصه حرف می زنی. ها کشیدن مناسبِ مجلس عزا و غم است در حالیکه هو کشیدن برای افرادیست که شادمان هستند.


گفت او را محتسب هين آه كن
مست هو هو كرد هنگام سخن‏
گفت گفتم آه كن هو مى‏كنى
گفت من شاد و تو از غم دم زنى
آه از درد و غم و بى‏دادى است
هوى هوى مى خوران از شادى است



پاسبان گفت: برخیز و این حرفها را بگذار. مست گفت: مرا با تو کاری نیست. پاسبان دلیل آورد که : تو مست هستی و باید با من به زندان بیایی. مست پاسخ داد: من چیزی برای از دست دادن ندارم تا به زندانم ببري. مرا اگر قوّت برخاستن بودی به منزل خودم می رفتم و اینچنین اینجا سرگردان نبودم.


محتسب گفت اين ندانم خيز خيز
معرفت متراش و بگذار اين ستيز
گفت رو، تو از كجا من از كجا
گفت مستى، خيز تا زندان بيا
گفت مست: اى محتسب بگذار و رو
از برهنه كى توان بردن گرو
گر مرا خود قوت رفتن بُدى
خانه‏ى خود رفتمى وين كى شدى
من اگر با عقل و با امكانمى
همچو شيخان بر سر دكانمى‏

صفحات ديگر
جديدترين مطالب
v خداحافظ گاری کوپر / رومن گاری (نوشته‌ي شراره انصاری)
v یوسف وار دویدن (نوشته‌ي ابراهیم)
v آینه ی دل (نوشته‌ي ابراهیم)
v صلح با پدر (نوشته‌ي ابراهیم)
v گوردل (نوشته‌ي ابراهیم)
v عطر سنیبل - عطر کاج (نوشته‌ي شراره انصاری)
v زندگی و مرگ (نوشته‌ي ابراهیم)
v راه و بیراه (نوشته‌ي ابراهیم)
v چیز های کوچک (نوشته‌ي شراره انصاری)
v صبر بر رنج یا صبر بر فراق (نوشته‌ي ابراهیم)
آرشيو ماهانه
آرشيو موضوعي
کوته نوشته‌ها (۶)
گزیده‌ای از کتاب‌ها (۲۴)
بشنو از نی (۵۶)