« سستی و کاهلی | صفحه اصلي | زاده برای عشق ۲ »
یکشنبه، ۱۵ آبانماه ۱۳۸۴
پخته و خام

مولانا در دفتر اول مثنوی از عاشقی می گوید که از خامی به پختگی رسید. او بر در خانه‌ی معشوق آمده و درب را کوبید. معشوق پرسید: کیستي؟ پاسخ داد: من! معشوق جواب گفت که: « هنوز خامي و ترا اجازه‌ی ورود در این خانه نیست. برو که هنوز اثری از نفاق در تو هست.»



آن يكى آمد در يارى بزد
گفت يارش كيستى اى معتمد
گفت من، گفتش برو هنگام نيست
بر چنين خوانى مقام خام نيست‏
خام را جز آتش هجر و فراق
كى پزد كى وا رهاند از نفاق



عاشق ِ مسکین رفت و سالی در سفر بود و در هجران می سوخت و می گداخت. چون به مقام پختگی رسید دوباره بر سر خانه‌ی محبوب حاضر شده و با ترس و لرز درب را کوبید. معشوق پرسید: کیستي؟ عاشق جواب داد: بر در تو هستی! معشوق گفت: اگر بر درب من هستم پس باید که یکی شویم، داخل شو و بدان که در یک خانه جای دو نفر نیست بلکه در يک خانه باید که یکی شویم.



رفت آن مسكين و سالى در سفر
در فراق دوست سوزيد از شرر
پخته گشت آن سوخته پس باز گشت
باز گرد خانه‏ى همباز گشت
حلقه زد بر در به صد ترس و ادب
تا بنجهد بى‏ادب لفظى ز لب
بانگ زد يارش كه بر در كيست آن
گفت بر درهم تويى اى دلستان‏
گفت اكنون چون منى اى من در آ
نيست گنجايى دو من را در سرا
نيست سوزن را سر رشته دو تا
چون كه يكتايى درين سوزن در آ

صفحات ديگر
جديدترين مطالب
v خداحافظ گاری کوپر / رومن گاری (نوشته‌ي شراره انصاری)
v یوسف وار دویدن (نوشته‌ي ابراهیم)
v آینه ی دل (نوشته‌ي ابراهیم)
v صلح با پدر (نوشته‌ي ابراهیم)
v گوردل (نوشته‌ي ابراهیم)
v عطر سنیبل - عطر کاج (نوشته‌ي شراره انصاری)
v زندگی و مرگ (نوشته‌ي ابراهیم)
v راه و بیراه (نوشته‌ي ابراهیم)
v چیز های کوچک (نوشته‌ي شراره انصاری)
v صبر بر رنج یا صبر بر فراق (نوشته‌ي ابراهیم)
آرشيو ماهانه
آرشيو موضوعي
کوته نوشته‌ها (۶)
گزیده‌ای از کتاب‌ها (۲۴)
بشنو از نی (۵۶)