« راز داوینچی | صفحه اصلي | تو چه مرغي؟ »
چهارشنبه، ۲ آذرماه ۱۳۸۴
وین دایر ۱

کسانی را که دشمنان خود می دانید مورد توجه قرار دهید. با همان منطقی که شما آنها را دشمن خود می پندارید آنها هم ممکن است شما را دشمن خویش بدانند و این یک دستور و درس روحانی است.


اگر نسبت به معشوقتان عصبانی هستید, ذهن خود را بر صفتی از معشوق که دوست داشتنی است و از صمیم قلب می پسندید معطوف کنید و بگذارید او همان کسی باشد که شما دوست دارید.


راهی به سوی خوشبختی وجود ندارد؛ خوشبختی خود راه است. راهی که از درون شما آغاز می شود و به کمک توانایی و قابلیت شما در جهان برون تجلی می یابد.


در جهان چیزی به نام آغاز و پایان وجود ندارد. زندگی امروز خود را به شیوه ای بگذرانید که گویی همه چیز در همین یک روز است.


دست از دشمنی ها و کینه ها بردارید و در حالی که ناسازگاریهای خود را نگه داشته اید دائماً دیگران را مقصر ندانید. رها کنید.


اگر دو عبارت:
« خسته ام» و « حالم خوب نیست» را از زندگی خود پاک کنید, نیمی از بی حالی و بیماری خود را درمان کرده اید.


هیچ خیانتکاری مانند رسم و عادت نیست, که اگر با فرمانهای آن مخالفت نشود هیچ آزادی وجود نخواهد داشت.


مشکلات و موانع جز فرصتها هستند.

۹:۴۰ بعدازظهر  -  شراره انصاری
نظرات

سلام... واقعاً هر کدام از اين روش ها را بايد با آب طلا نوشت. گر چه نوشتن دردي را دوا نمي کند بلکه بايد عمل کرد.صبح با يکي از دانشجوها صجبت مي کردم که عجيب از يکي از اساتيدش کينه به دل گرفته بود. خيلي باهاش صحبت کردم. تقريباً بعضي از اين جملات بر زبانم جاري شد و الان دارم اينجا مي خونم. عاليست.

نوشته شده توسط نکته گو در تاريخ پنجشنبه، ۳ آذرماه ۱۳۸۴، ۶:۵۵ بعدازظهر

آقا ابراهیم عزیز
نیازی به نوشتن این جملات با طلا نیست. فقط باید در ذهن و قلبمون اونا رو بنویسیم. اگر به این جملات عمل کنیم زندگی زیباتر و راحت تر پیش میره:)
امیدوارم زندگی تون همراه با شادی و زیبایی باشه.

نوشته شده توسط شراره در تاريخ جمعه، ۴ آذرماه ۱۳۸۴، ۸:۰۲ بعدازظهر

سلام
نميشه بقيه اين كتاب را هم همينجا بنويسيد!؟
جملا خيلي كوتاه، و خيلي پخته هستند.

نوشته شده توسط سهراب در تاريخ شنبه، ۵ آذرماه ۱۳۸۴، ۰:۴۷ صبح

اين كتاب كوچك جيبي از صد و هفتاد و پنج گفته بصورت جملات قصار نوشته شده كه من اين ها رو گلچين كردم.
چشم سعي ميكنم باز هم از بين جملات انتخاب كنم و اينجا بذارم.

نوشته شده توسط شراره در تاريخ شنبه، ۵ آذرماه ۱۳۸۴، ۱۰:۴۳ بعدازظهر

سلام شراره عزيزززززززززززززززززز
خوبي خانم؟چه خبرمبرا؟دلم برات تنگ شده.بابا من حالتونونپرسم نبايدسراغي ازمن بگيريد؟؟؟اين مطلبي كه نوشتي خيلي جالب بود.نكته هاي خيلي خوبي .الان دارم با رضا تارزان حرف ميزنم يعني چت ميكنم جزئ نادركسانيه كه من باهاش چت ميكنم.ميپرسه شراره3تا ... كرد تورو؟؟؟؟منم گفتم نه اصلا.(آخربدجنسي)
دوست دارم عزيزم وچقدرخوشحالم اينجاسرزدم كه ببينم ميتونم بدونه دردسربرات كامنت بزارم.
به سه به سلام برسون
ميبوسمت
قربانت

نوشته شده توسط shima در تاريخ سه شنبه، ۸ آذرماه ۱۳۸۴، ۱۱:۲۱ بعدازظهر

سلام شیما جون
ممنونم از کامنتت. راستش من چند بار به وبلاگت سرزدم دیدم اپدیت نکردی. پینگ هم نمیکنی تازه دیشب تونستم برم اونجا و مطلب سمنانت رو بخونم. )صفحه ات خیلی به سختی باز میشه برام کامنتت که اصلن باز نمیشه!اتفاقن میخواستم بیام تو کامنت دونی آقا سهراب برات کامنت بذارم ولی فکر کردم درست نیست. فکر خوبی کردی اینجا نوشتی.
منم دلم برات تنگ شده. امیدوارم خیلی زود ببینمت دوباره

نوشته شده توسط شراره در تاريخ چهارشنبه، ۹ آذرماه ۱۳۸۴، ۱۰:۱۳ بعدازظهر

سلام شراره عزيز
خوبي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مرسي ازجوابت
منم اميدوارم زوده زوده زوددددددد ببينمت.
به 3به عزيزسلام برسون خصوصا دو به شيطونت.
قربانت
ميبوسمت
شيما

نوشته شده توسط shima در تاريخ پنجشنبه، ۱۰ آذرماه ۱۳۸۴، ۱۰:۲۳ بعدازظهر
صفحات ديگر
جديدترين مطالب
v خداحافظ گاری کوپر / رومن گاری (نوشته‌ي شراره انصاری)
v یوسف وار دویدن (نوشته‌ي ابراهیم)
v آینه ی دل (نوشته‌ي ابراهیم)
v صلح با پدر (نوشته‌ي ابراهیم)
v گوردل (نوشته‌ي ابراهیم)
v عطر سنیبل - عطر کاج (نوشته‌ي شراره انصاری)
v زندگی و مرگ (نوشته‌ي ابراهیم)
v راه و بیراه (نوشته‌ي ابراهیم)
v چیز های کوچک (نوشته‌ي شراره انصاری)
v صبر بر رنج یا صبر بر فراق (نوشته‌ي ابراهیم)
آرشيو ماهانه
آرشيو موضوعي
کوته نوشته‌ها (۶)
گزیده‌ای از کتاب‌ها (۲۴)
بشنو از نی (۵۶)