لينک دوستان
مکاشفه -
فروغ -
آخرین جرعه جام -
آورا -
شیندخت -
روزگار ما -
تولدی دیگر -
مریم گلی -
شیدای شاپرک -
خاتون -
سهراب -
اندکی صبر -
وبلاگ سهراب منش -
كت بالو -
شیما -
خاک -
نكته ها -
یک جور دیگه -
روح بازیگوش -
ربل -
کتابخانه -
آواز پرستو -
آریاخنه -
فتوبلاگ سایت -
by BlogRolling
فروغ -
آخرین جرعه جام -
آورا -
شیندخت -
روزگار ما -
تولدی دیگر -
مریم گلی -
شیدای شاپرک -
خاتون -
سهراب -
اندکی صبر -
وبلاگ سهراب منش -
كت بالو -
شیما -
خاک -
نكته ها -
یک جور دیگه -
روح بازیگوش -
ربل -
کتابخانه -
آواز پرستو -
آریاخنه -
فتوبلاگ سایت -
by BlogRolling
جستجو
جستجو در ميان مطالب:
[ جستجوي پيشرفته ]
باقي قضايا
دوشنبه، ۵ دیماه ۱۳۸۴
پيامبر گرسنه
مولانا در دفتر پنجم مدعیان دروغین کشف و شهود را مورد توجه قرار می دهد. این افراد برای لقمه ای نان و گذران معیشت زندگی، به این اعمال دست می زنند و گرنه بخوبی می دانند که گوش خلق، تاب شنیدن چنین مسائلی را ندارد.
يكي ادعای پیغمبری کرده و مدعی شد که از همه ی پیامبران برتر است. مردم او را کت بسته به حضور پادشاه بردند. آنان گفت:« ای پادشاه! این مرد ادعای پیامبری دارد. اگر او پیامبر است چرا در بین ما او برگزیده شده است؟!»
آن يكى مىگفت من پيغمبرم
از همه پيغمبران فاضلترم
گردنش بستند و بردندش به شاه
كاين همىگويد رسولم از اله
خلق بر وى جمع چون مور و ملخ
كه چه مكر است و چه تزوير و چه فخ
گر رسول آن است كايد از عدم
ما همه پيغمبريم و محتشم
ما از آن جا آمديم اينجا غريب
تو چرا مخصوص باشى اى اديب
مردم از پادشاه خواستند آن مرد را شکنجه کند تا از این ادعای دست بردارد. پادشاه نگاهی به مرد نمود و او را آدمی نحیف و ناتوان یافت که به ضرب یک سیلی! زندگی را وداع خواهد کرد. در نتیجه پادشاه تصمیم گرفت با سیاست و نرمی با او رفتار کند تا از ادعای خود دست بردارد. پادشاه از او پرسید:« اهل کجا هستی؟» مرد گفت:« من اهل دارالسلام هستم و از ناچاری گذارم به این منطقه افتاده است و نه خانه ای دارم و نه همسری.»
شاه را گفتند اشكنجهش بكن
تا نگويد جنس او هيچ اين سخن
شاه ديدش بس نزار و بس ضعيف
كه به يك سيلى بميرد آن نحيف
كى توان او را فشردن يا زدن
كه چو شيشه گشته است او را بدن
ليك با او گويم از راه خوشى
كه چرا دارى تو لاف سركشى
كز درشتى نايد اينجا هيچ كار
هم به نرمى سر كند از غار مار
مردمان را دور كرد از گرد وى
شه لطيفى بود و نرمى ورد وى
پس نشاندش باز پرسيدش ز جا
كه كجا دارى معاش و ملتجى
گفت اى شه هستم از دارُ السلام
آمده از ره در اين دار الملام
نه مرا خانهست و نه يك همنشين
خانه كى كردست ماهى در زمين
پادشاه پرسید:« خوب! به من بگو صبح چه خورده ای که اینطور ادعای پیامبری می کنی و برای شام چه داری؟!» مرد پاسخ داد:« ای پادشاه دلت خوش است! من اگر نانی برای خوردن داشتم کی ادعای پیامبری می کردم! من از زور گرسنگی دیوانه شده و ادعای پیغمبری به سرم زده است. مگر می توان با این مردم از پیغام الهی حرف زد؟! ادعای پیغمبری با این مردم مثل اینست که از چوب و سنگ انتظار فهم و ادراک داشته باشی! این مردم کجا و شنیدن پیغام الهی کجا! اگر تو به این مردم بگویی فلان زن، برای شما پیغام دلدادگی داده و شما را به خود خوانده، سر از پا نمی شناسند و سیم و زر می افشانند امّا اگر برای آنان ییغام خدا را بیاوری، روی ترش می کنند و قبول نمی کنند چون سخت به زندگی این دنیا وابسته اند و طاقت شنیدن سخن آنجهانی را ندارند.»
باز شاه از روى لاغش گفت باز
كه چه خوردى و چه دارى چاشت ساز
اشتها دارى چه خوردى بامداد
كه چنين سر مستى و پر لاف و باد
گفت اگر نانم بدى خشك و ترى
كى كنيمى دعوى پيغمبرى
دعوى پيغمبرى با اين گروه
همچنان باشد كه دل جستن ز كوه
كس ز كوه و سنگ عقل و دل نجست
فهم و ضبط نكتهى مشكل نجست
هر چه گويى باز گويد كه همان
مىكند افسوس چون مستهزيان
از كجا اين قوم و پيغام از كجا
از جمادى جان كه را باشد رجا
گر تو پيغام زنى آرى و زر
پيش تو بنهند جمله سيم و سر
كه فلان جا شاهدى مىخواندت
عاشق آمد بر تو او مىداندت
ور تو پيغام خدا آرى چو شهد
كه بيا سوى خدا اى نيك عهد
از جهان مرگ سوى برگ رو
چون بقا ممكن بود فانى مشو
قصد خون تو كنند و قصد سر
نه از براى حميت دين و هنر
بلكه از چسبيدگى بر خان و مان
تلخشان آيد شنيدن اين بيان
صفحات ديگر
جديدترين مطالب
v
خداحافظ گاری کوپر / رومن گاری (نوشتهي شراره انصاری)
v یوسف وار دویدن (نوشتهي ابراهیم)
v آینه ی دل (نوشتهي ابراهیم)
v صلح با پدر (نوشتهي ابراهیم)
v گوردل (نوشتهي ابراهیم)
v عطر سنیبل - عطر کاج (نوشتهي شراره انصاری)
v زندگی و مرگ (نوشتهي ابراهیم)
v راه و بیراه (نوشتهي ابراهیم)
v چیز های کوچک (نوشتهي شراره انصاری)
v صبر بر رنج یا صبر بر فراق (نوشتهي ابراهیم)
v یوسف وار دویدن (نوشتهي ابراهیم)
v آینه ی دل (نوشتهي ابراهیم)
v صلح با پدر (نوشتهي ابراهیم)
v گوردل (نوشتهي ابراهیم)
v عطر سنیبل - عطر کاج (نوشتهي شراره انصاری)
v زندگی و مرگ (نوشتهي ابراهیم)
v راه و بیراه (نوشتهي ابراهیم)
v چیز های کوچک (نوشتهي شراره انصاری)
v صبر بر رنج یا صبر بر فراق (نوشتهي ابراهیم)
آرشيو ماهانه
July 2006 (۱)
June 2006 (۲)
May 2006 (۷)
April 2006 (۴)
March 2006 (۳)
February 2006 (۴)
January 2006 (۶)
December 2005 (۶)
November 2005 (۷)
October 2005 (۸)
September 2005 (۷)
August 2005 (۵)
July 2005 (۷)
June 2005 (۵)
May 2005 (۷)
April 2005 (۸)
June 2006 (۲)
May 2006 (۷)
April 2006 (۴)
March 2006 (۳)
February 2006 (۴)
January 2006 (۶)
December 2005 (۶)
November 2005 (۷)
October 2005 (۸)
September 2005 (۷)
August 2005 (۵)
July 2005 (۷)
June 2005 (۵)
May 2005 (۷)
April 2005 (۸)
آرشيو موضوعي
کوته نوشتهها (۶)گزیدهای از کتابها (۲۴)
بشنو از نی (۵۶)