لينک دوستان
ERROR: http://rpc.blogrolling.com/display_raw.php?r=c319bca16e7fe9b909663a37c489281f is currently inaccessible
جستجو
جستجو در ميان مطالب:

وبلاگ گروهي (کتاب‌‌خانه‌)
باقي قضايا




« پيامبر گرسنه | صفحه اصلي | عیب جویی »
دوشنبه، ۱۲ دیماه ۱۳۸۴
خدای شعبده باز

مولانا در دفتر پنجم به سرّی از اسرار الهی اشاره می کند. آنان که در وادی عشق الهی افتاده اند نیک به این نکته آگاهند که خداوند لطفی دارد و قهری . لیکن نکته ی مهمتر اینست که خداوند تبارک و تعالی در لطف خویش، قهر خود را پنهان نموده و در قهر خویش، الطاف خویش را قرار داده و این شعبده ای عظیم است. آدمیان باید هشیار باشند که توجه به ظاهر، آنان را مفتون و گمراه نسازد. چه بسا لطفی که آدمی را به وادی آتش رهنمون کند و چه بسا قهری که آدمی را به وصال الهی برساند.



روزی درویشی از دوست خود سوال کرد که: «خداوند را چگونه دیدی؟!» درویش پاسخ داد: « خداوند بی چون است ولی برای تو مثالی می گویم تا از طریق آن خداوند را درک کنی. در سمت چپ خدواند آتشی عظیم افروخته است و در سمت راستش جوی لطیفی قرار دارد. آتش بس فروزان و پرسوز و جوی آّب، بسیار خوش و خرّم است. گروهی با دلهره و اضطراب به سمت آتش می روند و گروهی شاد و خندان به سمت آب روانه می شوند. بدان! که در این میانه شعبده ای در کار است. آنان که در آتش فرو می روند از آب سر بر آورده و آنان که در آب غوطه می خورند از آتش، سر بر می آورند. یعنی هر که به سمت راستِ آبگینه رود از سمت چپ آتشین بیرون می آید و هر که به سمت چپِ آتشگون فرو رود از سمت راست، شاد و خوش بیرون خواهد آمد.


گفت درويشى به درويشى كه تو
چون بديدى حضرت حق را بگو
گفت بى‏چون ديدم اما بهر قال
باز گويم مختصر آن را مثال‏
ديدمش سوى چپ او آذرى
سوى دست راست جوى كوثرى‏
سوى چپش بس جهان سوز آتشى
سوى دست راستش جوى خوشى‏
سوى آن آتش گروهى برده دست
بهر آن كوثر گروهى شاد و مست‏
ليك لعب باژگونه بود سخت
پيش پاى هر شقى و نيك بخت‏
هر كه در آتش همى‏رفت و شرر
از ميان آب بر مى‏كرد سر
هر كه سوى آب مى‏رفت از ميان
او در آتش يافت مى‏شد در زمان‏
هر كه سوى راست شد و آب زلال
سر ز آتش بر زد از سوى شمال‏
و انكه شد سوى شمال آتشين
سر برون مى‏كرد از سوى يمين‏


بدان! کمتر کسی به این راز آگاه است و به همین خاطر آنانی که به سمت آتش می روند اندکند. آنانی که بخت و اقبال با آنان همراه است توفیق این را پیدا می کنند که رفتن به سوی آب را رها کنند و آتش را انتخاب نمایند. مردم چون نقد را می خواهند در نتیجه از این شعبده ی الهی، فریب می خورند و دسته دسته به سوی آب روانه می شوند و از آتش فرار می کنند، لاجرم از آتش خارج مي شوند.


كم كسى بر سر اين مضمر زدى
لاجرم كم كس در آن آتش شدى‏
جز كسى كه بر سرش اقبال ريخت
كاو رها كرد آب و در آتش گريخت‏
كرده ذوق نقد را معبود خلق
لاجرم زين لعب مغبون بود خلق‏
جوق جوق وصف صف از حرص و شتاب
محترز ز آتش گريزان سوى آب‏
لاجرم ز آتش بر آوردند سر
اعتبار الاعتبار اى بى‏خبر


در این میانه آتش فرياد بر می آورد:« ای فریب خورده گان! من آتش نیستم بلکه من آب هستم ، فریب نخورید که این شعبده است. از من نترسید و در من داخل شوید که از آب سر بر خواهید آورد.» همانطور که حضرت ابراهیم علیه السلام در داخل آتش شد و آتش بر او باغی خوش و خرم گردید، بدانید که آتش، آب شماست اگر شما عاشقی را طلب می کنید.


بانگ مى‏زد آتش اى گيجان گول
من نى‏ام آتش منم چشمه‏ى قبول‏
چشم بندى كرده‏اند اى بى‏نظر
در من آى و هيچ مگريز از شرر
اى خليل اينجا شرار و دود نيست
جز كه سحر و خدعه نمرود نيست‏
چون خليل حق اگر فرزانه‏اى
آتش آب تست و تو پروانه‏اى‏


۱:۳۸ بعدازظهر  -  ابراهیم
نظرات

در اين راه تنها هشياري ناهشياري است و اينكه طي اين مرحله بي همرهي خضر مكن ...

نوشته شده توسط Babak در تاريخ جمعه، ۱۶ دیماه ۱۳۸۴، ۰:۲۱ بعدازظهر
صفحات ديگر
جديدترين مطالب
v خداحافظ گاری کوپر / رومن گاری (نوشته‌ي شراره انصاری)
v یوسف وار دویدن (نوشته‌ي ابراهیم)
v آینه ی دل (نوشته‌ي ابراهیم)
v صلح با پدر (نوشته‌ي ابراهیم)
v گوردل (نوشته‌ي ابراهیم)
v عطر سنیبل - عطر کاج (نوشته‌ي شراره انصاری)
v زندگی و مرگ (نوشته‌ي ابراهیم)
v راه و بیراه (نوشته‌ي ابراهیم)
v چیز های کوچک (نوشته‌ي شراره انصاری)
v صبر بر رنج یا صبر بر فراق (نوشته‌ي ابراهیم)
آرشيو ماهانه
آرشيو موضوعي
کوته نوشته‌ها (۶)
گزیده‌ای از کتاب‌ها (۲۴)
بشنو از نی (۵۶)