لينک دوستان
ERROR: http://rpc.blogrolling.com/display_raw.php?r=c319bca16e7fe9b909663a37c489281f is currently inaccessible
جستجو
جستجو در ميان مطالب:

وبلاگ گروهي (کتاب‌‌خانه‌)
باقي قضايا




« رویاهایت را فرو مگذار | صفحه اصلي | only God »
دوشنبه، ۲۶ دیماه ۱۳۸۴
نشانه ها

مولانا در دفتر چهارم مثنوي به علامت هاي انسانهاي عاقل، نیمه عاقل و بی عقل اشاره می کند.


عاقل کسی است که همواره به عنوان راهنما و پیشوای دیگران برگزیده می شود. او به نور خود راهها را روشن می کند و مردم را در رسیدن به مقاصد شان یاری می رساند. او دارای اعتماد بنفس و در نظر و عمل مستقل است.


عاقل آن باشد كه او با مشغله است
او دليل و پيشواى قافله است‏
پى رو نور خود است آن پيش رو
تابع خويش است آن بى‏خويش رو
مومن خويش است و ايمان آوريد
هم بدان نورى كه جانش زو چريد


نيمه عاقل كسي است كه فرد عاقلي را به عنوان راهنما و رهبر خويش انتخاب مي كند. او با اینکار عاقل را به عنوان بهترین الگو برای خویش در رای و عمل بر می گزیند. همانطور که شخص کور با عصا راه خویش را می بیند، نیمه عاقل نیز با الگو قرار دادن عاقل به دلیلی مطمئن دست پیدا می کند.


ديگرى كه نيم عاقل آمد او
عاقلى را ديده‏ى خود داند او
دست در وى زد چو كور اندر دليل
تا بدو بينا شد و چست و جليل‏


بي عقل كسي است كه نه تنها عقل ندارد بلكه در پی اين نيست عاقلي را بعنوان هادي انتخاب كند. او حیرت زده در میان راههای مختلف می چرخد و ننگ و عار می داند از عاقلی راه را بپرسد. او چون عقل ندارد نمی تواند راه درست را بیابد و چون نصفه عقلی هم ندارد به دنبال عاقلی به راه نمی افتد تا نجات یابد. تنها راه رهایی او اینست که خود را مانند مرده در اختیار عاقلی قرار دهد تا راه نجات بپیماید.


و آن خرى كز عقل جو سنگى نداشت
خود نبودش عقل و عاقل را گذاشت‏
ره نداند نه كثير و نه قليل
ننگش آيد آمدن خلف دليل‏
مى‏رود اندر بيابان دراز
گاه لنگان آيس و گاهى به تاز
شمع نه، تا پيشواى خود كند
نيم شمعى نه، كه نورى كد كند
نيست عقلش تا دم زنده زند
نيم عقلى نه كه خود مرده كند
مرده‏ى آن عاقل آيد او تمام
تا بر آيد از نشيب خود به بام‏


آدم بی عقل از یک سو زنده نیست که مانند حضرت عیسی، مردگان را زنده کند و از سوی دیگر، مرده نیست که خودش را در معرض نفس روح بخش حضرت عیسی قرار داده و حیات یابد. او مانند آدم کوریست که فقط جنبشی دارد ولی قادر به پیدا کردن راه نجات نیست. اگر عقل کاملی نداری که پیشرو و هادی دیگران باشی بهتر است خودت را مثل مرده ای در اختیار عاقل فرزانه ای قرار دهی تا راه را به تو نشان دهد.


عقل كامل نيست خود را مرده كن
در پناه عاقلى زنده سخن‏
زنده نى تا هم دم عيسى بود
مرده نى تا دمگه عيسى شود
جان كورش گام هر سو مى‏نهد
عاقبت نجهد ولى بر مى‏جهد


صفحات ديگر
جديدترين مطالب
v خداحافظ گاری کوپر / رومن گاری (نوشته‌ي شراره انصاری)
v یوسف وار دویدن (نوشته‌ي ابراهیم)
v آینه ی دل (نوشته‌ي ابراهیم)
v صلح با پدر (نوشته‌ي ابراهیم)
v گوردل (نوشته‌ي ابراهیم)
v عطر سنیبل - عطر کاج (نوشته‌ي شراره انصاری)
v زندگی و مرگ (نوشته‌ي ابراهیم)
v راه و بیراه (نوشته‌ي ابراهیم)
v چیز های کوچک (نوشته‌ي شراره انصاری)
v صبر بر رنج یا صبر بر فراق (نوشته‌ي ابراهیم)
آرشيو ماهانه
آرشيو موضوعي
کوته نوشته‌ها (۶)
گزیده‌ای از کتاب‌ها (۲۴)
بشنو از نی (۵۶)