« پرنده ي پندگو | صفحه اصلي | آه آتشين »
دوشنبه، ۲۴ بهمنماه ۱۳۸۴
نان و شراب

کتاب نان و شراب, داستان زندگی دهقانان فقیر (کافونها ) ایتالیاست که در این کتاب عادات و آداب و رسوم و معتقدات خرافی و وضع زندگی انها به زبان ساده و پر طنز نوشته شده.
در سرتاسر این کتاب, احساسات انسان دوستی و عواطف بشری و وجدان سیاسی و اجتماعی و عشق به آزاد زیستن و آزاد اندیشیدن به چشم می خورد.
بخش هایی از این کتاب را انتخاب کردم که در اینجا می گذارم.


زمانی بود که راستگویی هم تا حدی پیشرفت داشت و کم و بیش قابل اغماض بود. اما امروز دیگر اصلاً بازار ندارد. پاپ اعظم آن را یک کالای روستایی و بدوی و بسیار پرخرج می داند, در صورتی که دروغ و ریا کالایی است به نرمی مخمل و همیشه رایج و نه تنها ارزان بلکه مفید هم هست.

زندگی به هر یک از ما به عنوان هدیه عطا می شود و چه هدیه ی نفیسی! هدیه ای است که اگر آن را با بخل و لئامت برای خود نگهدارند, زوال می پذیرد و خشک می شود ولی همینکه ان را در راه دیگران انفاق کنند فزونی می یابد و زیبا می شود.


در زندگی باید خود را با محیط تطبیق داد. ما در صحنه زندگی خویشتن را با واقعیتی قدیم تر از خود مواجه می بینیم که باید در مقابل آن سر خم کنیم. آدم آنچه دلش می خواهد بشود , نمی شود.


زندگی ما همه جنبه موقت دارد. همه فکر می کنند که زندگی در حال حاضر زندگی نیست و فعلاً باید سوخت و ساخت و نیز فعلاً باید حقارت را تحمل کرد و لیکن این همه موقتی است و بالاخره یک روز زندگی واقعی شروع خواهد شد. بلی, یک روز!
ما خویشتن را برای مردن آماده می کنیم, مردن با این حسرت که زندگی نکردیم. گاهی این فکر مرا به ستوه می آورد که: آدم بیش از یک بار به دنیا نمی آید و این عمر یکباره و منحصر به فرد را نیز دایم در موقت بودن و در انتظار روزی بسر می برد که زندگی واقعی شروع شود. باری , عمر به همین شیوه می گذرد . هیچکس در حال زندگی نمی کند و هیچکس نیست که بتواند ادعا کند « از فلان لحظه و فلان موقع زندگی من شروع شده است!»

نان و شراب نوشته « اینیا تسیو سیلونه» ترجمه « محمد قاضی»

۱۱:۵۵ بعدازظهر  -  شراره انصاری
نظرات

سلام، انگار زندگی ما ایرانی ها هم دستکمی از زندگی کافونها ندارد؛ با برخی از این وصف الحالها هر روزه روبرو هستم

نوشته شده توسط نکته گو در تاريخ چهارشنبه، ۲۶ بهمنماه ۱۳۸۴، ۵:۳۹ بعدازظهر

زندگی همینست وبس
پس با لحظه ها میبایست زندگی کرد

می نوش که عمرجاودانی اینست
خود حاصلت از دور جوانی اینست

هنگام گلو باده و یاران سرمست
خوش باش دمی که زندگانی اینست

نوشته شده توسط اسی در تاريخ پنجشنبه، ۲۷ بهمنماه ۱۳۸۴، ۱:۵۳ بعدازظهر

سلام آقا ابراهیم.
ممنونم که مثل همیشه نظر خوبتون رو در زیر مطلبم می بینم.
با شما موافقم. در همه جوامع کافونها وجود دارند و همین ها باعث انقلاب میشن و اگه دقت کرده باشید همه انقلاب ها هم شبیه بهم هستند و بعد از مدتی از مسیر اصلی خود منحرف میشن!

×××

آقا اسی از شما هم بابت شعر زیبایی که اینجا گذاشتید ممنونم.

نوشته شده توسط شراره در تاريخ جمعه، ۲۸ بهمنماه ۱۳۸۴، ۲:۴۶ بعدازظهر

آقا اسي نظر شما رو در مطلب قبلي الان ديدم ولي نميدونم چرا كامنت اونجا باز نشد همونجا جوابتون رو بدم. اينجا ميذارم.
گفتيد كه خيلي ها حرف هاي قشنگ مي زنن و عمل نميكنن و در مورد گفته هاي حضرت علي (ع) مثال زديد.
همه ما هميشه راحت ميتونيم حرف بزنيم و عمل كردن بسيار مشكله در هر زمينه اي.
ولي اگر اين حرفهاي قشنگ حتا لحظه اي هم ما رو وادار به فكر كردن بكنه به نظرم ارزش گفتن داره‘ حتا اگه عمل نكنيم:)
ممنونم از لطف شما

نوشته شده توسط شراره در تاريخ جمعه، ۲۸ بهمنماه ۱۳۸۴، ۳:۰۶ بعدازظهر

سلام دوستان
من مدتهاست دنبال این کتاب با ترجمه استاد محمد قاضی هستم اگر فایل کتاب را دارید ممنون میشم به ایمیلم بفرستید

نوشته شده توسط محمد رضا درويش پور در تاريخ دوشنبه، ۱۵ بهمنماه ۱۳۸۶، ۹:۰۲ بعدازظهر
ثبت نظر شما






آيا اطلاعات شما ذخيره شود؟



صفحات ديگر
جديدترين مطالب
v خداحافظ گاری کوپر / رومن گاری (نوشته‌ي شراره انصاری)
v یوسف وار دویدن (نوشته‌ي ابراهیم)
v آینه ی دل (نوشته‌ي ابراهیم)
v صلح با پدر (نوشته‌ي ابراهیم)
v گوردل (نوشته‌ي ابراهیم)
v عطر سنیبل - عطر کاج (نوشته‌ي شراره انصاری)
v زندگی و مرگ (نوشته‌ي ابراهیم)
v راه و بیراه (نوشته‌ي ابراهیم)
v چیز های کوچک (نوشته‌ي شراره انصاری)
v صبر بر رنج یا صبر بر فراق (نوشته‌ي ابراهیم)
آرشيو ماهانه
آرشيو موضوعي
کوته نوشته‌ها (۶)
گزیده‌ای از کتاب‌ها (۲۴)
بشنو از نی (۵۶)