لينک دوستان
ERROR: http://rpc.blogrolling.com/display_raw.php?r=c319bca16e7fe9b909663a37c489281f is currently inaccessible
جستجو
جستجو در ميان مطالب:
[ جستجوي پيشرفته ]
باقي قضايا
سه شنبه، ۱۲ اردیبهشتماه ۱۳۸۵
صبر بر رنج یا صبر بر فراق
انسانها در طول زندگیشان اغلب به ارزش چیزهایی که به آن دسترسی دارند واقف نیستند بلکه آنچه معمولاً ذهن و فکر آنان را به خود مشغول می کند رنجهایی است که از کمبودها و احتیاجات روزمره متحمّل می شوند.
مولانا در دفتر ششم در قالب داستانی به این نکته اشاره می کند که صبر بر رنج ها و مشکلات، بسیار آسانتر از صبر بر فراق یار مهربانی است که در کنارش زندگی می کنیم. صبر بر نداشته ها بسیار سهل تر از صبر بر از دست دادن داشته هایست که در دسترس ما هستند. روزی زنی به شوهر خود گفت: « فلانی! چرا هیچ به فکر من نیستی. چرا من همیشه باید در فقر و فلاکت باشم؟!»
آن يكى زن شوى خود را گفت: هى
اى مروت را به يكره كرده طى
هيچ تيمارم نمىدارى چرا
تا به كى باشم در اين خوارى چرا
مرد گفت:« خودت بهتر می دانی که من با دل و جان تلاش می کنم تا غذا و لباست را فراهم کنم و تابحال برایت از این دو دریغ نکرده ام.»
گفت شو: من نفقه چاره مىكنم
گر چه عورم دست و پايى مىزنم
نفقه و كسوه است واجب اى صنم
از منت اين هر دو هست و نيست گم
زن آستین پیراهن خویش به مرد نشان داد و گفت: آین پیراهن را بنگر و انصاف بده که آیا تابحال کسی به یکی چنین پیراهن زمخت و خشنی را به عنوان لباس داده است؟!» مرد رو به زن کرد و گفت:« سوالی از تو دارم . من فقیرم و بغیر از سخن گفتن و قانع کردن تو با گفتگو، چاره ای ندارم. قبول می کنم که این لباس زمخت و خشن است، ولی ای همسر اندیشمند و دانا، لحظه ای فکر کن آیا این لباس بدتر و ناگوارتر است یا طلاق من و تو؟! بنظر تو اینکه ما با هم زندگی می کنیم ارزش صبر کردن بر این لباس را ندارد؟! آیا لباس خشن بیشتر آزارات می دهد یا جدایی من و تو؟! اگر نیک بنگری صبر بر رنج آسانتر از صبر بر طلاق و فراق است.»
آستين پيرهن بنمود زن
بس درشت و پر وسخ بد پيرهن
گفت: از سختى تنم را مىخورد
كَس كسى را كسوه زين سان آورد
گفت: اى زن يك سؤالت مىكنم
مرد درويشم همين آمد فنم
اين درشت است و غليظ و ناپسند
ليك بنديش اى زن انديشهمند
اين درشت و زشتتر يا خود طلاق
اين ترا مكروهتر يا خود فراق
۱۰:۳۲ صبح
-
ابراهیم
سلام، همواره ی از نوشته های شما چیزی یاد گرفته ام، بله من هم معتقدم آنگاه که کاری بغیر از صبر کردن نداریم چه بهتر است در آن لحظات به فکر موهبت هایی باشیم که داریم و به این وسیله خودمان را صیانت و حفظ کنیم، برایتان موفقیت و خوشی آرزو می کنم.
نوشته شده توسط نکته گو در تاريخ چهارشنبه، ۱۳ اردیبهشتماه ۱۳۸۵، ۳:۱۲ بعدازظهرصفحات ديگر
جديدترين مطالب
v
خداحافظ گاری کوپر / رومن گاری (نوشتهي شراره انصاری)
v یوسف وار دویدن (نوشتهي ابراهیم)
v آینه ی دل (نوشتهي ابراهیم)
v صلح با پدر (نوشتهي ابراهیم)
v گوردل (نوشتهي ابراهیم)
v عطر سنیبل - عطر کاج (نوشتهي شراره انصاری)
v زندگی و مرگ (نوشتهي ابراهیم)
v راه و بیراه (نوشتهي ابراهیم)
v چیز های کوچک (نوشتهي شراره انصاری)
v صبر بر رنج یا صبر بر فراق (نوشتهي ابراهیم)
v یوسف وار دویدن (نوشتهي ابراهیم)
v آینه ی دل (نوشتهي ابراهیم)
v صلح با پدر (نوشتهي ابراهیم)
v گوردل (نوشتهي ابراهیم)
v عطر سنیبل - عطر کاج (نوشتهي شراره انصاری)
v زندگی و مرگ (نوشتهي ابراهیم)
v راه و بیراه (نوشتهي ابراهیم)
v چیز های کوچک (نوشتهي شراره انصاری)
v صبر بر رنج یا صبر بر فراق (نوشتهي ابراهیم)
آرشيو ماهانه
July 2006 (۱)
June 2006 (۲)
May 2006 (۷)
April 2006 (۴)
March 2006 (۳)
February 2006 (۴)
January 2006 (۶)
December 2005 (۶)
November 2005 (۷)
October 2005 (۸)
September 2005 (۷)
August 2005 (۵)
July 2005 (۷)
June 2005 (۵)
May 2005 (۷)
April 2005 (۸)
June 2006 (۲)
May 2006 (۷)
April 2006 (۴)
March 2006 (۳)
February 2006 (۴)
January 2006 (۶)
December 2005 (۶)
November 2005 (۷)
October 2005 (۸)
September 2005 (۷)
August 2005 (۵)
July 2005 (۷)
June 2005 (۵)
May 2005 (۷)
April 2005 (۸)
آرشيو موضوعي
کوته نوشتهها (۶)گزیدهای از کتابها (۲۴)
بشنو از نی (۵۶)
در زندگی لحظاتی هست که کاری جز انتظار کشیدن و صبر کردن نمی توانیم داشته باشیم. مثل لحظاتی که من اکنون دچارشان هستم.
نوشته شده توسط پرستو در تاريخ چهارشنبه، ۱۳ اردیبهشتماه ۱۳۸۵، ۱۰:۵۴ صبحمیان زمین و آسمان نردبانی است و صبر بالاترین پله این نردبان.رنج کمبود های روزمره همه پله های میانیاین نردبانند. باید بر آنها پا نهاد.
از بهترین نوشته بود. ممنون